محمد مهدى ملايرى
228
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
خاندانهاى بزرگ اختصاص داشته ، يكى گنبد سبز و ديگرى طاق بر روى دهليز و كنگره بر روى ديوار خانه را برشمرده است « 1 » . چنين مىنمايد كه ساختن كاخهاى كنگرهدار از نخستين چيزهائى بوده كه از اشراف ايرانى به اشراف عرب در دوران اسلامى راه يافته است . به نقل مسعودى ، سعد بن ابى وقّاص فاتح قادسيه ، خانهاى را كه در عقيق ( مدينه يا مكّه ) بساخت ، هم ديوارهاى آن را بلندتر ، و هم فضاى آن را وسيعتر ، و هم بر بالاى ديوارهايش كنگره بساخت و هم آن را از درون و بيرون با گچ ببيندود « 2 » مقداد صحابى معروف همخانهاى را كه در چند ميلى بيرون مدينه در موضع معروف جرف ساخت او هم بر بالاى ديوارهاى خانهاش كنگرهها ساخت و ، خانهاش را از درون و برون به گچ بيندود « 3 » و اينها چيزهائى بوده كه در ميان اعراب سابقه نداشته ، و بههمينسبب هم امرى قابل ذكر مىنموده است . چون دربارهء بناهاى ديگر ايرانى در اشعار جاهلى ، مانند خورنق و سدير و بارق و همين قصر ذى الشرفات در جاى ديگر از همين كتاب به تفصيل سخن رفته ، در اينجا به همانچه ذكر شد بسنده مىشود . كلمات فارسى در عربى جاهلى ديگر از موضوعهاى درخور توجّه ، شمار بسيارى از كلمات فارسى است كه به قول جاحظ از قديم الّدهر و از زمانى كه ايرانيان در شبه جزيرهء عربستان بودهاند وارد زبان عربى شده و جزو معرّبات قديم آن زبان گرديدهاند « 4 » . نمونههائى از اينگونه كلمات را مىتوان در معرّبات قرآن كريم « 5 » و رواياتى كه از زبان پيغمبر اكرم يا از دوران آن حضرت روايت شده « 6 » و
--> ( 1 ) - جاحظ ، الحيوان به نقل از الروائع ، شماره 18 با عنوان « الجاحظ ، كتاب الحيوان ، المقدّمة » چاپ ششم ، 1967 ، بيروت ، ص 34 تا 35 . ( 2 ) - مروج الذهب ، چاپ مصر ، ج 2 ص 222 . ( 3 ) - مروج الذهب ، چاپ مصر ، ج 2 ص 223 . ( 4 ) - جاحظ ، البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 32 . ( 5 ) - و ازآنجمله در كتاب The foreign Vocabulary of The Kuran تأليف Arthur Jeffery چاپ انگلستان ، 1938 ؛ يا در ترجمهء فارسى آن با نام « واژههاى دخيل در قرآن مجيد » ، ترجمهء دكتر فريدون بدرهاى ، انتشارات توس . ( 6 ) - مانند روايتى كه در حديث جابر از آن حضرت خطاب به اهل خندق به اين مضمون روايت شده « يا اهل الخندق ، قوما فقد صنع جابر سورا » ( المعرّب ، ص 192 ) ، كه سور فارسى و بمعنى ضيافت و مهمانى است . و حديث انس بن مالك دربارهء پيغمبر اكرم بدينمضمون كه « رأيت النبى ( ص ) على خوان و لا فى سكرّجة و لا خبزله مرقق » . كه خوان و سكرجه هردو از كلمات فارسىتبارند كه از قديم در مدينه شايع بودهاند ( المعرب ، ص 27 و 29 و لسان ) ، و از همين قبيل است كلمهء اندرآورد ، در اين حديث عايشه « زانا سلمان من المدائن الى الشام ماشيا و عليه كساء و اندرآورد » يعنى سراويل مشمّرة ( شلوار كوتاه ) .